انجمن های پرتال علمی دانشجویان ایران
بازگشت   انجمن های پرتال علمی دانشجویان ایران > رشته های هنر > فیلم و سینما > فیلمنامه و نمایشنامه

پاسخ
قدیمی 04-13-2009, 07:28 PM   #1
123
کاربر تازه وارد
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
نوشته ها: 55
تشکرها: 5
دفعات تشکر شده در 59 پست: 193
Arrow1 نمایشنامه وقتی خرس ها بیدار میمانند!

نمایشنامه وقتی خرس ها بیدار میمانند!

یک روز افتابی در یک پارک...یک پارک کاملا خلوت ... یک نیمکت در انتهای صحنه...
چهار تو پ که هرکدامشان رنگ متفاوتی دارند در نقاط مختلف قرار داده شدند مثلا یکیشان زیر نیمکت دیگری سمت راست صحنه ..ان یکی سمت چپ و یکی هم جلوی صحنه قرار دارد
یک دلقک ابی پوش روی نمیکت نشته یک ترانه را زیر لب تکرار میکند ما نمیفهمیم دقیقا چه میخواند اما صدای نامفهومی به گوشمان میرسد بعد از بیست الی سی ثانیه پسری گریه کنان میاید روی همان نیمکت مینشیند....
دلقک دست هایش را روی هوا تکان میدهد انگار که دارد چهار توپرنگی را روی دستانش میچرخاند اما توپ هایی که اصلا دیده نمیشود
دلقک به طور عمد میورد جلوی پسرک و این کارها را انجام میدهد
دلقک: تعجب میکنی نه؟
پسرک:{گریه اش را به طور ناگهانی قطع میکند}از چی؟
دلقک: من میتوانم این توپ ها را روی دستانم بچرخانم
پسرک: من که توپی نمیبینم
دلقک: من حسشون میکنم .
.درسته دیده نمیشند ولی من حسشون میکنم پس مطئن باش وجود دارند و اگر واقعا بتونیم چهار تا توپو اینجوری تو هوا بچرخونیم خیلی معرکه است نه؟
پسرک: خوب اره
دلقک: پس من دلقکم تو هم تماشاچی دیگه... درسته؟
پسرک :راستش را بخواهید اقای دلقک شما مثل یک خرس میمانید
وقتی که بی انکه این توپ ها را ببیند متیوانید ان ها را اینقدر خوب به هوا بیندازید!
دلقک:مثل یک خرس؟
پسرک :{گریه را فراموش کرده کمی هم لبخند در طرح لب هایش دیده میشود}خوب اره
اخر خرس ها وقتی وحشیانه دنبال قربانی هاشان میروند که قربانی ها تکان بخورند بعد که اون قربانی ها بمیرند و فقط حنازه ی شان باشد یا خودشان را به مردن بزنند دیگر جرش نمیدهند فقط بویش میکنند
شما هم توپ ها را نمیبینید و توپها میتوانند از شرتان راحت باشند اما حسشان میکنین بی انکه با نشان داد به تماشاچی جرشان بدهی .فقط بوشان میکنی بی انکه
زجر کششان بکنی
یا ان ها را گم و گر کنی
یا..
خوب راستش را بخواهید من تا حالا به سیرک نرفتم و نمیدونم چه کارهایی با ان ها میکنید
اما خوب خرس ها خیلی وحشیند{سعی میکند ادای یک خرس را در بیاورد دست هایش را مثل پنجه میکند و دندان هایش را روی هم قرار میدهد }اینجوری!!!!
دلقک:خرس!راست میگویی پس این توپها مثل قربانیند و منم مثل یک خرس وحشی!
البته برای اونا
فقط برای اونا!
نه؟
پسرک:خوب اره اگرنه بچه ها شمارو دوست نداشتند
دلقک: میدونی من خرسیم که زمستونا نمیخوابم همه خرسا میخوابن تو نظرت درین باره چیه؟؟اگه یه خرس تموم زمستونو بیدار باشه وفقط شب هاشو بخوابه
چه نظری داری؟؟؟
پسرک: {قیافه ی متفکرانه ای دارد }اونوقت اگه سردش بشه فکر میکنه به خاطر نخوابیدنه! ادما میخوان گرمش کنن
دلقک :صبر کن
من و تو از ادما بدمون میاد نه؟
پسرک:اره
دلقک: پس نمیذرایم ادما گرممون کنند. ..فرار میکنیم انگار که اگه بیدار موندیم برای جبران یک چیزیه و شاید اگر از ادما گرما بگیریم برای جبرانش مجبور شیم زمستون سال بعد هم بیدار بمونیم...
پسرک: اره
وقتی از ادما گرما نمیگیریم
یعنی اینکه هیچ قولی بهشون نمدیم
دلقک:و یه دلقک باید قول نده اگر میده باید وایسه سر قولش .....{درینجا بلند میشود و دیگر ازینجا به بعد یا راه میرود یا میایستد و حرف میزند گاهی اوقات دستانش را برای تاکید تکان میدهد}اگرنه بچه ها بهشون برمیخوره مگه نه پسر؟
پسرک: نمیدونم من تا حالا سیرک نرفتم!
دلقک :به نظر تو خرسا با چی بیدار میشن؟
پسرک: خوب اگه منظورت تو بهاره که باید ...اووم.... باید با ...با گرما باشه
دلقک : و خرسی که بیدار میمونه ممکنه خرسای دیگرو از خواب بپرونه اصلا به گرما دست نخواهد زد تا مبادا خرسا بیدرا شند
همونطور که که قویت یکی خوابه نباید به زنگ دست زد !!!!!گرما مثل زنگه.
..زنگ ساعت زنگ...
ما دلقک ها با بقیه فرق داریم
مثل خرسایی که بیدار میمونند
صحنه وجود دراه
سیرک وجود داره
چون گرمارو از شما ها تو حالت عادی نمیگیریم
تا مبادا با گرفتن گرما بقیه خرسا هم بیدار شن یعنی بقیه ی ادما هم به اسرار دلقکا پی ببرند و یهو یه پا دلقک شن
فقط تو سیرک!!!!!
(خوشحال و با حالت افتخار به دور دست نگاه میکند)
پسرک:من تا حالا به سیرک نرفتم
دلقک : یه چیزیو میدونی؟
پسرک:{ با حالت پرسگرانه نگاه میکند}
دلقک:ادمایی که سیرک نرفتند درباره ی سیرک فقط یه چیز میدونن و اون اینکه دلقک داره و ادما هم از دیدن دلقک لذت میبرن .
.اونا فقط همینون میدونن اگر اولین باری که سیرکو میبینن هر کسی خودشو دلقک اعلام کنه و اون دلقک حتی بیمزه ترین کارهارو هم بکنه باز لذت میبرن و اونوقت تا ابد از هرجور سیرکی خوششون میاد
اینکه به حرف بقیه ی ادما گوش بدی اشغال ترین کاره ..اما اگه من دلقکم عقیده درام از اشغالترین ها هم چیزای خوبی در میاد یکیش همینه!اینکه میتونی تماشاچی رو هم تبدیل کنی به چیزیکه رام دلقک شه
میخنده... وقتی به حرفشون گوش میدی که سیرک فقط دلقک دراه و ما باید از دلقک لذت ببریم
حتی اگه دلقک کاری نکنه.{مدتی سکوت}
تو احازه ندرای با من حرف بزنی نه؟
پسرک: اره من نباید با غریبه ها حرف بزنم
دلقک:ادم بزرگا زیاد اینو به بچه هاشون سفارش میکنن.یه دلقک میدید که بزرگا هم از سیرک خوششون میاد فکرمیکرد بچه ها از کارای دلقک لذت میبرند و بزرگا هم از این لذت میبرن که تعجب میکنن به بچه هاشون اجازه میدن غریبه هارو تماشا کنن.
پسرک :حیف شد که من تا حالا به سیرک نرفتم
دلقک:تو اگه به سیرک بری دفعه های بعد این توپ ها ازینحا برداشته میشن تا تو بتونی باور کنی من دلقکم
{پشتش را به پسرک میکند}
اه لعنتی اصلا گاهی احساس میکنم یک پستچیم
باید نامه ها رو بدم بعد بعضی نامه هارو که میخوام بدم میبینیم صابخونه نیست یا خونه ای به این ادرس وجود نداره پستچی میتونه نامه رو باز کنه اونوقت منم میتونم توپ هامو رو زمین بذارم و دستامو بدون توپ تکون بدم و یک پسربچه رو هم بدون بلیط سرگرم کنن ادمایی که اصلا سیرک نمیدونن چین همثل نامه هاییند با ادرس الکی با ادرسای غلط.
من بدون توپ میتونم بازی کنم
میتونم توپا رو یک گوشه بذارم و بهوشن نگاه کنم به دونه دونشون
از رنگاشون لذت ببرم اخه میدونی من مداد رنگیو رنگین کمونو و رنگ توپامو خیلی دوست دارم
همیشه هم تو سیرکمون هم دقلک ابی پوش بود هم دلقک سفید هم قرمز هم بنفش
وقتی این توپا پراکنده اند {حالا به توپ های روی زمین اشاره میکند}میتونم قایمشون کنم بعد پیداشون کنم انگار که یه تمشاچی واسم تو جاهای مختلف با توپام علامت گذاری کرده تا پیداش کنم اون تماشچی گیر افتاده وقتی از من کمک میخواد از توپای رنگی کمک میگیره
اگه به سیرک بری اگه سیرک باز شه من نمیتونم فقط برای تو باشم
همون بهتر که نری
(باز دوباره دست هایش را در هوا تکان میدهد انگار که داره کارهای یک دلقک را با توپ میکند)
پسرک :{از صندلی بلند میشود اما با احتیاط بعد اطراف را نگاه میکند زمین را دلقک را }هی
پس اگه اونا توپن اینا چین؟ینایی که توی دست تو اند؟
دلقک:یعنی تو باز هم منو دلقک نمیدونی؟
حتی اگه اقرار کنم مردم اونارو توپای اصلی میدونن و اینایی که در دستای منند توپای الکی؟
پسرک:{با شک}چرا
من از تو خوشم میاد
دلقک :خوبه
ما میتوینیم ا هم حذف بزنیم
هربار این توپا فقط این گوشه اند
مثلا یارو میره پیش یک بستنی فروش باید بره بتسنیشو بخره پولشو بده بعد هم بیاد خونه ولی اون با بستنی فروش حرف میزنه.
یک بستنی فروش مهربون که همیهش دورش خلوته بستنی فقط توی دستای اوناست همین... تا عابرا به ارتباط اونا شک نکنند به پدر و مادر بچهه نگن که با غریبه ها حرف میزنه
این توپ فقط برای اینه که ادمبزرگا فکر نکنن با غریبه ها حرف میزنی!
حالا همه تا میخوان زبون مارو بفهمن به توپامون نگاه میکنن
اما توپای واقعی اینجاست!
نه؟
پسرک : {با لبخند }اره
دلقک :خوب
بیا بازم حرف بزنیم
من حتی میتونم درباره ی هرکدوم ازین وپا حرف بزنم
حتی درباره ی یک سیرک واقعی یک سیرک واقعی که هیچکی تا حالا اونجا نرفته.
من دلقک خوبیم
اینو بهت قول میدم!
ببین .
.. اومم اهان با همین صندلی بیا باید یه چیزیو بهت نشون بدم یک عالم چیزه دیگه اما بهتره وقتی میریم اونجا تو درتس روی همین صندلی نشسته باشی!
{دلقک و پسرک صندلی پارک را میگیرند و به خارج صحنه میبرند مدتی نیتسند چند پرنده روی زمین خلوت پارک مینشیند بعضی پرنده ها کمی با توپ ها ور میروند .
فقط صدای دلقک از خارج صحنه میاید اناگر در ان طرف صحنه دارد با کسی یا کسانی حرف میزند }
صدای دلقک : ببینید من با دست ها چهار تا توپ رو مدام میچرخونم شما این توپ هارو نمیبیند اما مطئمن باشید وجود دارند و چرخوندن چهار تا توپ واقعا کار معرکه ایه نه؟ حالا ببیند شروع میشود ....
{همزمان با کلمه ی شورع میشود پرنده های که سرگرم یکی از تو پهاست انگار که عابری بیاید همراه با پرنده های دیگر به تندی فرار میکنند اما هیچ عابری رد نمیشود و توپ ها هم هیچ تکانی نمیخورند}
(به جای پرنده میشود از گربه .
. سگ یا هرچیزی که ممکنست اسفاده کرد جتی از یک پسربچه ی یدگر که وقتی صدای دلقک قطع میشود باید فرار کند انگار در توپ ها چیزی را میبیند)
دیماه 87
123 آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
4 کاربر زير از 123 براي اين پست مفيد تشکر کرده اند:
ehsan (04-17-2009), fateme (04-15-2009), maziyar (04-14-2009), melina (04-17-2009)
پاسخ


کاربران در حال دیدن موضوع: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای موضوع
نحوه نمایش

مجوز های ارسال و ویرایش
شما نمیتوانید موضوع جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کد HTML غیر فعال است
انتخاب سریع یک انجمن



اکنون ساعت 09:57 PM برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.
Design & Support By BlogSkin
Powered by vBulletin Version 3.8.6
Copyright ©2000 - 2018, Jelsoft Enterprises Ltd.

 Language BY Farsivb Ver 3.0


تمامی حقوق محفوظ و استفاده از آن با ذکر منبع مجاز است.